تبليغاتX


www.sina2006.tk

شعر یعنی قلعه ای از جنس عشق - سادگی نقطه ی عطفی است میان من و تو.......

 

روزي كه دل به دريا زدم و آرزوي داشتنش را در بطري شيشه اي ، به آغوش دريا سپردم،

به موج  گفتم: خدا را كه ديدي بگو

"درونم زمزمه اي جاريست، در دل كسي را مي خوانم!

آنكه در آمدو رفت لحظه هاي نبودنش حيرانم،

او را مي خواهم كه الفباي زندگي را از نگاهش بياموزم،

كسي كه رسم عشق را به من ببخشايد..."

 

و امروز كه به ساحل چشمان پرخروشش قدم نهادم،

دريا او را به من رساند،

كسي كه رسم عاشقي را به من بخشيد

و الفباي زندگي را به من آموخت،

او كه در آمدو رفت لحظه هاي بودنش حيران احساس نابش شده ام....

و اوست كه حضورش وجود تو را معنا مي كند.

بارالهـــــا ؛

هيچگاه تصور نمي كردم اينچنين دوستم بداري !

 

 

 

 

 

امروز سالروز تولد استاد هنرمند سهراب سپهري است.

شاعري كه نشاني خانه ي دوست را مي دانست....

 

با تو برخوردم ،به راز پرستش پيوستم

از تو به را ه افتادم ، به جلوه ي رنج رسيدم

و با اين همه اي شفاف !

و با اين همه اي شگرف !

مرا راهي از تو به در نيست...

 

                                                 "روحش شاد و يادش جاودانه"
+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/15ساعت 7:44  توسط گل یخ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به تماشا سوگند وبه آغاز کلام.
راز پرستش چیست؟
وقتی میگی پرستش یاد خدا میافتی
درسته که پرستش واقعی شایسته ی خداست
اما میشه هر کسی که تو قلبت هست رو بپرستی.
هر کسی که این شایستگی رو داشته باشه.
گر چه هر کدوم جای خودشونو دارن.....
اما راز این پرستش چیه؟
به نظر من این راز تنها می تونه عشق باشه.
تقدیم به خدای روی زمین من.........

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
مثل هیچ وقت مثل همیشه
بانوی برفی
همزبونم باش
تازه های ادبی
ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا
عشق یعنی در فراقش سوختن
قلم من , کاغذ تو
یه محمود دیگه
انتظار
آقا اجازه(قشم)
مدادرنگي زندگي
من اگر اشک به دادم نرسد میشکنم
پیر خرابات
به سوی تو
ترفندهای کامپیوتری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان